مخالفت با فوتبال
سلام دوستان
من حسين هستم مخلص همتون
همونجور كه از عنوان وبلاگم پيداست ميخوام يه مقدار مطلب بر عليه فوتبال بنويسم البته براي نودو نه درصد از افراد جامعه كه فكر ميكنم دوستدار فوتبال هستن احترام خاصي قائلم
من خودم فوتبال بازي ميكنم دوستام ميگن فوتبال خوبي هم بازي ميكني ولي دلايل خاصي براي مخالفتبا فوتبال دارم يكي اينكه فكر ميكنم اينهمه تلاش تمرين و هزينه و....) مهمترين اتفاق ونتيجه ظاهريش اينه كه يه چيز گرد بره داخل يه چيز مستطيلي كه اين عمل در واقع نقطه اوج اينهمه اتفاقات و حوادثه من حاظرم برم يه چيز مستطيلي درست كنم و كنارش بايستم و بدون اينكه دفاع كنم يادروازه باني كنم اجازه بدم هركي هرچي ميخواد به من گل بزنه و اون چيز گرد رو داخل اين چيز مستطي كنه
خوب زياد سرتونو درد نميارم اين يكي از صدها دليل مخالفت من با فوتباله بقيشو يه وقت ديگه مينويسم
اميد وارم كه حد اقل يك نفر هم فكر من پيدا بشه و كمكم كنه
باسلام مجدد خدمت همه دوستان
امروز ميخوام يه نكته ديگه از بديهاي فوتبال بگم
من يه زندايي دارم كه آرزوش اينه شبا كه داييم از سر كار مياد خونه به بچه ها برسه باهاشون بازيكنه ولي داييم به محض اينكه از سر كار مياد يه استراحت كوچولو ميكنه وبعد ميشينه پاي تلوزيون كه امشب بازي آرسنال با منچستره و يا بازي...)موقعي هم كه داييم فوتبال نگاه ميكنه همه بايد ساكت باشن وهيچكي نبايدهيچ حرفي بزنه چون آقا دارن فوتبال تماشاميكنن يا اگه يه شب بازي تيمهاي خارجي نباشه آقاميشنن پاي كامپيوتر و بازي فوتبال با كامپيوتر انجام ميدن غافل از اينكه اين زندايي بيچاره روزهارو همش توخونه لحظه شماري ميكنه و همش به بچه ها قول ميده كه ديگه امشب كه بابا از سر كار اومد خونه يا يه خورده به من توجه ميكنه يا به شما يا باهم ميريم بيرون اما شب كه ميشه .....) راسته ميدونين چند تا از اين داييها و زنداييها هستند كه اين فوتبال لعنتي شده آتيش زندگيشون .؟